غار باستاني کرفتو به عنوان يكي از آثار شاخص و حايز اهميت استان كردستان؛ تحت شماره 330 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده و در طول سال مورد بازديد علاقمندان داخلي و خارجي قرار ميگيرد. اين غار از انواع غارهاي آهكي و طبيعي بوده و به احتمال زياد در دوران سوم زمين شناسي شكل گرفته است. در گذشته بر اثر سكونت اقوام گوناگون تغييرات و دگرگونيها و دخل و تصرفاتي در غار ايجاد شده و فضايي به صورت اطاقهاي تودرتو راهرو و دالان عبوري و... به وجود آمده و از اين جهت در ميان غارهاي دست كهن از شهرت خاصي برخوردار است.
کیش در ایران باستان زناشویی به منظور زندگی خوش و خرم و اتحاد و اتفاق و ازدیاد نفوس و تشکیل خانواده چنان بر پایه صحیح و محکم استوار بوده که خود به خود ضامن بقا و دوام زندگی مشترک بود و مهر ومحبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار می ساخت.زرتشت در گات ها یسنا پنجاه و سه بند به پسران و دخترانی که می خواهند با هم پیمان ازدواج ببندند اندرز می دهد که ای دختران شوی کننده و ای دامادان ،اینک بیاموزم و آگاهتان کنم .با غیرت از برای زندگانی پاک منشی بجوشید.هر یک از شما باید در کردار نیک از دیگری پیشی جوید و از این راه زندگانی خود را خوش و خرم سازد.در کیش زرتشتی از لحاظ نظم به کارهای دنیا و محکم ساختن یگانگی و جلوگیری از فساد اخلاقی ،در مورد زناشویی تاکید زیاد گردیده و این کار به خوبی ستوده شده است.چنانکه در فرگرد چهارم بند چهل و هفت وندیداد اهورامزدا می گوید:”ای اسپیتمان زرتشت هر آینه ،من مرد زندار را بر مرد بی زن و مرد حانه دار را بر مرد بی خانمان ترجیح می دهم.”باز در فقره چهل و چهار می گوید:”وظیفه هر شخصی است که برادران همکیش خود را در کسب مال و داشتن همسر راهنمایی و مساعدت کند.”در دین زرتشت کمک کردن برای ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به علت ناداری بی همسر مانده اند،از کارهای خوب و پرثواب شمرده می شود.
عقد و ازدواج
در دین زرتشت عقد و ازدواج به پنج گونه انجام می گیرد.
۱/ پادشاه زنی-این ازدوالج عبارت از این است که پسر و دختر برای نخستین بار با رضایت والدین خود با یکدیگر ازدواج کنند.
۲/ ایوک زنی (یگانه-منحصر به فرد)-یعنی مردی بخواهد با یگانه دختر پدری ازدواج کند.چون دختر نمیتواند دارایی خانه پدر را به خانواده دیگر منتقل کند،موظف است که پس از ازدواج،نخستین پسر خود را به جای فرزند پدرش قرار داده دارایی را به او بسپارد تا از انقراض خانواده پدرش جلوگیری کند.چنین زنی را ایوک زنی می گویند.
۳/ چاکر زنی-این ازدواج در مورد زن یا مرد بیوه است که بخواهد پس از در گذشت همسر اول همسر دیگر انتخاب کند.چون برابر کیش زرتشتی ،جفت اول در گیتی و عالم پس از مرگ همسر شخص است و مقام پادشاه را دارد،لذا همسر دوم در عالم دیگر،مقام چاکر را در برابر همسر اول خواهد داشت.همچنین وقتی که مرد بخواهد برای دارا شدن فرزند با رضایت زن اول همسر دیگری اختیار کند.زن دوم نیز در مقابل زن اول مقام چاکر زنی را خواهد داشت،یعنی در خقیقت به منزله چاکر و خدمتکار است.
۴/ خودسر زنی-این ازدواج عبارت است از اینکه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی بخواهند بدون رضایت پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج کنند،در این صورت موبد حق دارد صیغه عقد را جاری سازد ،ولی مادامی که نارضایتی اولیای آنها باقی است،این زن و شوهر از ارث محروم خواهند بود.
(دختر در شانزده سالگی و پسر در هجده سالگی میتواند با رضایت اولیای خود ازدواج کند).
۵/ ستر زنی-اگر زن و شوهری بچه دار نشوند و بچه ای را از سر راه برداشته یا از قوم و خیشان بی بضلعت گرفته به فرزندی قبول کنند،در مورد این بچه وقتی که بزرگ شد مانند ایوک زنی عمل میشود،بدین طریق که اولین پسر آن دختر خوانده،فرزند پدر خوانده محسوب می شود و پس از فوت پدر خوانده ،صاحب دارایی و املاک خواهد شد.
موانع زناشویی
زناشویی در میان خویشاوندان در موارد زیر ممنوع است:
۱/ نسبت به زن-نزدیکتر از پسر عمو و پسر خاله و پسر دایی و همچنین پدر خوانده،برادر خوانده و پسر شوهر جایز نیست.
۲/ نسبت به مرد-نزدیکتر از دختر عمو و دختر عمه ودختر دایی و نیز مادر خوانده،و دختر خوانده را به زنی گرفتن جایز نیست.
۳/ نسبت به زن و مرد-در مورد برادران یا خواهران رضاعی بطور کلی موانع مزبور جاری است.
در مورد مهریه-در کیش زرتشتی چون رهایی اختیاری نیست ، به این جهت برای زناشویی مهریه ای قید نمیشود.
امکان فسخ زناشویی یا رهایی
۱/ یکی از طرفین دیوانه بوده یا اختلال حواس داشته باشد در صورتی که طرف دیگر آگاه نبوده باشد،بنا به تقاضای طرفی که سالم است ازدواج قابل فسخ است.
۲/ هرگاه شوهر عنین بوده و مردی نداشته باشد زن میتواند تقاضای طلاق کند.
۳/ هر گاه ثابت شود زن مرتکب زنا شده،شوهر میتواند او را رها سازد و اگر ثابت شود که شوهر با زن دیگر زنا کرده است ،زن هم میتواند تقاضای طلاق کند.
۴/ هر گاه شوهر به مدت سه سال مخارج زندگی زن را ندهد،زن میتواند تقاضای طلاق دهد.
۵/ هر گاه زن از اذیت شوهر در خطر باشد میتواند تقاضای رهایی کند.
۶/ هر گاه زن ناشزه(زنی که به شوهر خود تمکین نکرده،نا فرمانی کند)باشد و رفتارش باعث خطر گردد،شوهر میتواند تقاضای طلاق کند.
۷/ هر گاه شوهر زن دیگری داشته که در موقع ازدواج پنهان کرده و یا زن شوهر دیگری داشته باشد ازدواج بعدی خود به خود باطل است.
۸/ وقتی که مرد یا زن ترک دین زرتشت کند طلاق جایز است.
گواه گیران مجلس عقد
در این مجلس بزرگان و موبدان حاضر می شوند،موبد پس از شنیدن اقرار رضایت از عروس و داماد اندرزهای سودمند اخلاقی و دینی داده برایشان چنین دعا میکند:
هر دو تن را شادمانی افزون باد.همیشه با فر و جلال باشید ، به خوبی و خوشی زندگی کنید،در ترقی و افزایش باشید،به کردار نیک سزاوار باشید،نیک پندار باشید،در گفتار نیکو باشید،در کردار نیکی به جای آورید،از هر گونه بد اندیشی دور بمانید.هر گونه بکاهد،هر گونه بدکاری بسوزاد،راستی پایدار باد،جادویی سرنگون باد،در مزدیسنی استوار باشید،محبت داشته باشید با کردار نیک مال تحصیل کنید.
با بزرگان یک دل و یک زبان باشید،با یاران فروتن و نرم خو و خوشبین باشید،غیبت مکنید،غضبناک نشوید،از برای شرم گناه نکنید،حرص مبرید،از برای چیزی بیجا دردمند نشوید،حسد مبرید،کبر و منی نکنید،هوی و هوس نپرورید،مال کسان را به نا حق مبرید،از زن و شوهر کسان پرهیز دارید از کوشش نیک خود برخوردار باشید،با حرص انباز مشوید،با غیبت کننده همراه نباشید،با بدنام پیوند نکنید،با بیچارگان پیکار نکنید،پیش پادشاهان سخن سنجیده گویید،مانند پدر نامور باشید،در هر صورت مادر را نیازارید،و به واسطه راست گفتن کامیاب و کامروا باشید.
پس از آن عروس و داماد دست پیوند بهم داده دور آتش میگردند و سایر تشریفات عروسی به طور معمول است انجام میشود.

آزمون تاریخی ثابت کرده است، رهبری که پیش ازهرچیز پاسدارِحقوق ملت خود نباشد، دوست ملت دیگری نتواند بود؛ وآن که میهن خودرا براستی دوست دارد آغازگرِ دشمنی با ملت های دیگر نمی شود. دکترمحمد مصدق رهبر ملی وپاسدارِحقوق ایرانیان را دیگرملت های ستم دیده نیز رهبرِخود میدانستند وازسیاست های او بهره مند بودند. پرزیدنت ناصر نیز تنها برای عرب ها و عرب شده ها نبود. از همین رو، نمی بایست در پیِ آن انگلیسی خیانت پیشه، بجای نامِ تاریخی خلیج پارس نامی دروغین را تکرار میکرد و مایه آزردگی ایرانیان و پراکندگی بیشتر میان مردم منطقه می شد. آن چه از هرکس برجای می ماند باید شایستهء نام و جایگاه او باشد. آدمها هر که باشند رفتنی هستند، ولی ملت ها با خاطره ها برجای می مانند. «گمال» روزگارِ بسیار سختی را گذراند؛ نمیدانم درچه موقعیتِ دشواری چنان لغزشی از او سرزد! ولی براین باورم که او درباره پیامدهای منفی آن نیندیشیده بود؛ و اینک برخی از شما، از خوبی های او پیروی نمی کنید ولی با تکرارِ نامی دروغین بجای خلیج پارس، میان مردم خود و ایرانیان دشمنی ببار می آورید؛ غافل ازاین که باد می کارید و دیر یا زود توفان درو خواهید کرد!
در روزنامه اعتماد ملی (تهران)، شماره 721-2/6/1387 خورشیدی، آمده بود که شیخ حمد در سفر12 اردیبهشت 1385خورشیدی به ایران، نامِ دروغینِ دیگری برخلیج پارس نهاد واین باردریای پارس را «خلیج فارس عربی»(!) خواند. آقای احمدی نژاد به ایشان یاداوری کردند که« وقتی که به مدرسه می رفتید خلیج فارس می گفتند ». ولی شیخ پیِ حرفِ بی معنای خود راگرفت وگفت «آن زمان اشتباه میکردند (!). به هرحال خلیج مال همگان است و...»!
گذشته از این که، این گفته، سُست و بی معنی است، اگر شیخ به همین حرف خود اعتقاد دارد و بها می دهد، چرا آن را بدون نام فارس بکار می برد؟ روشن است که حتا برای سخن خود نیز ارزشی قائل نیستند.
درروز سه شنبه20اسفند1387در روزنامه اعتماد ملی(تهران) نوشته شده که بشاراسد درگفتگو با روزنامه دارالخلیج گفت:« دراختلاف میان امارات و ایران برسر جزایر سه گانه با مواضع امارات موافقیم ... »!
روزنامه همشهری نیزاز زبان اسد نوشت:« صلح بدون بازگرداندن جولان معنی ندارد». چند سال پیش در« اعلامیه دمشق» نیز نام دروغین بر دریای پارس گذاشتند و سه جزیره ایرانی را عربی خواندند!
آقای اسد و دیگرسران کشورسوریه!
آیا فراموش کرده اید که همین چند سال پیش آقای دمیرل رئیس جمهور پیشین ترکیه، شما را بسختی تهدید به حمله کرده بود؟ حتا درخواست پرزیدنت مبارک را برای سفر به آنکارا رد کردنده بودند! خدا میداند که اگر جمهوری اسلامی پادرمیانی نکرده بود، ارتش ترکیه خاک دمشق را در توبره میکرد؛ ودرآن هنگامه اسرائیلی ها روزگارتان را سیاه می کردند! درآن ماجرا آیا امارات متحده عربی به دادتان رسید و شما را نجات داد یا دولت ایران؟
هنوز یک ماه ازآن قضیه هولناک نگذشته بود که نماینده شما با چند تن دیگر در همین خلیج پارس نشستند و نام دروغین برخلیج پارس نهادند وادعای بیجا درباره سه جزیره ایرانی را تکرار کردند! برپایهءکدام منطق با چنان ادعایی و با نامی دروغین بجای نام تاریخی خلیج پارس موافقید؟ باآن همه پشتیبانی وکمک هایی که با هزینه ایرانیان گرفته اید و می گیرید؛ آیا این رفتارها، ناجوانمردانه وخیانت آمیز نیست؟ درتاریخ چه چیزی درباره شما ثبت شده است؟ شما که در برابرِ نیکی های دوست خود چنین رفتار می کنید، چرا به رفتار اسرائیلی ها اعتراض دارید؟
گمان می کنید با وجود سیاست های ضدایرانی شما، تا کی از منابع ایرانیان برخوردارخواهید بود؟ ملت ها ماندنی هستند؛ رفتارِضدایرانی شما بیاد ایرانیان خواهدماند؛ و بی گمان روزی فرا خواهد رسید که پاسخ سزاوار دریافت کنید.
تازگی درکنفرانس دوحه، بانوی ارجمند رئیس جمهوری شیلی بدرستی وراستی نام خلیج پارس را بزبان آوردند؛
ولی شیخ حمد بدون پایبندی به راستی وآداب شناخته شده، صدا بلندکردندکه سران عرب این خلیج راعربی میخوانند!
آقای شیخ حمد ! چرا دیگران باید با پیروی ازشما واقعیتی هزاران ساله را نادیده بگیرند و نامی دروغین بکار ببرند؟!
بتازگی آدمی بنام عبدالرحمان العطیه درپاسخ به سخنگوی وزارت خارجه ایران بدون کمترین شرمی، علیه ایرانیان زبان به گستاخی گشود! هشتم اردیبهشت 1388(روزِگذشته)، بگزارش روزنامه اعتمادملی، رئیس فدراسیون ورزشیِ کشورهای اسلامی که برای بازدید از محلِ دومین دوره بازیهای ورزشی کشورهای اسلامی به تهران آمده بود پیامی تهدیدآمیز آورده اند که سازمان تربیت بدنی ایران باید نام ساختگی عربی بجای نام هزاران سالهء خلیج پارس بکار ببرد وگرنه عربها در بازیها شرکت نخواهند کرد! بنابراین، پیام دهندگان بی شرمی را از اندازه گذراندند!
این همه دریا و خلیج روی کره زمین بنام کشورها و اشخاص است، آیا آن دریاها و خلیج ها تنها مال آن کشورها یا آن اشخاص هستند؟ آیا دیگران نام های آن دریاها، خلیج ها و ردودها را تغییر میدهند ؟
آیا دریای عمان (یا مکران) تنها مال کشورعمان است؟ چرا نام آن را دریای فارس عربی نمی گذارید؟ چرا اقیانوس هند تنها بنام هند است و پاکستان و دیگرکشورهای پیرامون آن، نامی دیگر برآن نمی نهند؟
مگرنامِ همیشگی خلیج پارس تاکنون چه زحمتی برای شما داشته ؟ چه مشکلی با آن داشتید که نیاز به دگرگونی نام هزاران ساله خلیج پارس باشد؟ این رفتار جز تنش و دشمن تراشی چه پیامدی برای شما دارد؟
نقشه کره زمین را جلویتان بگذارید، ببینید نام دریاها وخلیج ها چیست و در پیرامونشان چند کشورهست. من برای نمونه این چندتا را برایتان می نویسم:
ـ دریای عمان (یا مکران)، یک سویش ایران است و سوی دیگرش عمان، آن سوتر پاکستان
ـ اقیانوس هنددرمیان کشورهای عمان،پاکستان، هند، بنگلادش، سریلانکا، برمه تااندونزی ومالزی واسترالیا
ـ خلیج عدن درمیان کشورهای یمن، سومالی و جیبوتی
ـ خلیج بنگال درمیان کشورهای هند، بنگلادش، سریلانکا و برمه
ـ دریای فیلیپین درمیان فیلیپین، تایوان، اندونزی،گینه وچندین جزیره ریزو درشتِ دیگر، ازآنِ چندکشور
ـ خلیج سیام درمیان کشورهای تایلند، کامبوج و مالزی
ـ دریای ژاپن درمیان کشورهای ژاپن، چین، کره شمالی وکره جنوبی
ـ درافریقا خلیج گینه درمیان کشورهای گینه، گابن، کامرون، نیجریه، بنین، گانا یا غنا و ساحل عاج
ـ خلیج مکزیک درمیان کشورهای ایالات متحدامریکای شمالی، مکزیک وکوبا
ـ درامریکای مرکزی خلیج باهاما درمیان کشورهای باهاما، پاناما، کلمبیا، اکوادور
ـ دراروپا خلیج فنلاند درمیان کشورهای فنلاند، استونی، روسیه و سوئد
بر این لیست می شود نامهای بسیارِ دیگری نیز افزود؛ برخی از این کشورها باهم دشمن هستندو درگیری های خونباری هم داشتند؛ ولی آیا هرگزرفتاروادعاهایی مانند شما دارند؟ آیا امریکاییان به دنبال دگرگونی نام خلیج مکزیک هستند؟ رهبران چین باآن همه جنگ ها ودرگیری های خونینی که با ژاپن داشتند، آیا نمی توانند نام چین را بردریای ژاپن بگذارند؟ آیا ژاپنی هاآن اندازه سیاست ندارند که بجای دریای چین بگویند دریای ژاپن؟ یا چون خردمند هستند و سود خود را می شناسند چنین نمی کنند؟
آیا شما عربها درمیان خودتان مشکل کم داشتیدودارید که باز مشکل آفرینی می کنید؟ آیا کشمکش همین چند
سالِ پیشِ عربستان و قطر را فراموش کردید؟ آیا جنگها و برادرکشی میان یمن شمالی و جنوبی از خاطرتان رفت؟ آیا
درگیریهای خونین وکشدارِعربستان و مصردریمن ازیادتان رفته است؟درگیری های خونین فلسطینیان واردنی ها وحتا با خودشان را از یاد برده اید؟ فاجعه ای که صدام در منطقه و در همان کویتِ عربی ببار آورد را فراموش کرده اید؟
دریک سخنرانی گفته شدکه « بحرین استان چهاردهم ایران بود». شورای همكاري کشورهای عرب خليج فارس اين جمله را«سخنان عجيبي» خواندكه «موجب افزايش تنش شده وبه بازگرداني ثبات وامنيت به منطقه كمكي نمي كند»! ولی کجای این سخن عجیب است؟ مگردروغ گفتند؟ پس شما چرا در همین شورا بارها نامی دروغین بجای نام هزاران ساله خلیج پارس بکار می برید و ادعای مالکیت سه جزیره ایرانی را می کنید؟ کدام گفتار عجیب و تنشزا است؟ آشکار است که شما صداقت ندارید و خودتان عامل تنش و ناامنی درخلیج پارس هستید.
با نگرش به این گونه رفتارهای شما، از معجزه های چشمگیرقرآن مجید، بی گمان آیه مبارکهء 97 سوره توبه است ( البته بدون تأویل و تفسیرهای انحرافی و بدون کم و زیادکردنِ واژگان ).
اگر قرار بود سه جزیره مال شما باشد و خلیج پارس را عربی بخوانید، بحرین را چرا رها می کردند؟
شگفتا که رهبران مصرو عربستان و شیخان منطقیِ جنوب خلیج پارس، جلوی این بازیهای خطرناک را نمیگیرند !
شست سال است که با همه نیرویی که بکار آورده اید حریف (تعدادِ میانگین) سه میلیون اسرائیلی نشدید.
صدام و همدستانِ عربش با همهءپشتیبانی های آشکارونهانِ جهانی درهشت سال جنگی که آن فرومایه براه انداخت، چه نتیجه ای گرفتند؟ آن هم دروضعیتی که کمتر از ده درسدِ نیروی ملی ایرانیان درگیرِ جنگ بود نه همه نیرو !
ارتش امریکا باآن عظمت، که نیرومندترین ارتش عربی درعراق را ظرف کمتراز چهل وهشت ساعت درهم کوبید، درباره ایران احتیاط میکند؛ شما چه میگویید؟! همه شما هم اگریک جا گردآیید، به اندازه یک استان ایران هم نمی شوید.
خود بیندیشید که اگر دشمنی با هفتاد میلیون ایرانی را ادامه دهید و اگر روزی برخوردی میان ایرانیان و شما در خلیج پارس روی دهد، چه خواهد شد و برسرِ امثال قطر و امارات چه خواهد آمد !
برخی مسائل دراین جا باعث خیالهایی درسرِ شما وپشتیبان های شما نشود! بهوش باشیدو هیچ شکی نکنید که، با این رفتارهای نابخردانه و تحریک آمیزتان، در دریای پارس توفانی بپا خواهد شد که هریک از خیزاب های آن تواند،
ده ها امارات و قطر را درهم کوبد !
نام خلیج پارس چه مشکلی برای شما داشته یا دارد؟ اگر درست بیندیشید، به این نام افتخار خواهید کرد!
اگرنامگذاری دروغین سودی برای کشورها داشت، چرا آنها که از شما پول میگیرند تا خلیج پارس را عربی بخوانند، برای دریاها و خلیج های دوروبرِ خودشان چنین نمی کنند؟ چرا نمی اندیشید؟
هرنامِ تاریخی ـ جغرافیایی دربردارنده حقوق تاریخی برای ملت ها و کشورهای منطقه است. بخدا، هیچ اطمینان
و ضمانتی نیست که روزی صدام حسینِ دیگری در میان شما پیدا نشود و با همین گونه ادعاهای نابحق، به شما حمله نکند. اگرچنین شود، شما برپایه همین نامها و مستندهای تاریخی است که می توانید از خود دفاع و دادخواهی کنید. ؛ با این که شما تازیان هرگز با ایرانیان دوست نبوده اید، تجربه نشان داده که در بحران ها، ایرانی ها بداد شما میرسند نه امثال صدامِ فرومایه.
شما عادت کرده اید که از آثارِ ایرانی بدون نام ایرانی و با نام عربی بهره مند شوید و همواره هم ناسپاسی کنید! ازاین رو، به عربی خواندن خلیج پارس بسنده نمی کنید؛ حتا بوعلی سینای بخارایی، بیرونی خوارزمی و چند آریایی تبارِ دیگر را هم عرب می خوانید !
ای کاش میشد آثار ایرانی را ازتاریخ عرب و ازآن چه که فرهنگ عربی میخوانید برداشت و تاریخ و زندگی ایرانیان را از پیامدهای کردار تازیان پاک کرد ! آنگاه می دیدید که کدام سو زیان میدید و سود از آن چه کسی می شد. شوربختانه این کار شدنی نیست، ولی شما را بخدا قدری از آن پولِ نفتاورد را که می دهید تا نامِ دروغین برخلیج پارس بگذارند، بدهید تا نقش بی مانندِ ایرانیان درتاریخ عرب و اسلام را بخوانند و واقعیت ها را به شما گزارش دهند، تا ببینید و بدانید که اگر آثار ایرانی را از تاریخ و زندگی عرب بردارید؛ چه میماند! همچنین به شما بگویند که آثارِ زیانبار عرب برای ایرانی بیرون ازتصور و جبران ناپذیراست !
راه دور نروید! تنها مقدمه ابن خلدونِ عرب را در این باره بخوانید. او بدرستی نوشته است که بزرگترین و بیشترین دانشمندان در جهان اسلام، هم در علوم عقلی و هم شرعی ایرانیان بوده اند واگرچند تنی هم ایرانی نبوده اند، در فضای عربی رشد نکرده بودند، بلکه در فرهنگ ایرانی بالیده اند و شاگردان ایرانیان بوده اند. شما حتا گسترش و بالندگی زبان خود را نیز وامدارِ ایرانیان هستید. نخستین فرهنگ لغت عربی بنامِ«العین» را، خلیل فرزندِاحمدِ فراهیدی ازمردم خراسان، درسال248 هجری نوشت. برای نخستین بار دستورزبان عربی را سیبویهءپارسی فراهم کردو نوشت. روزبه پسرِدادویه (عبدالله مقفع ) از مردم پارس و عبدالحمید انباری از شهرِ ایرانیِ انبار در میانرودان، زبان عربی را به سطحی رساندندکه مایه شگفتی خودِ تازیان شده بود. حتا بزرگترین فقیهان و رهبران دینیِ اسلامی(مانند ابوحنیفه) آریایی تبار بوده اند. سخن دراین زمینه پایان ندارد؛ شما که با نامِ ایرانی ستیز می کنید، نقش وآثارِ علمی وهنری ایرانی درتاریخ عرب را چه می کنید؟! آنها را هم بردارید ببینید چه می ماند!
اگر گذشته های دورتر را می نگرید، برای یک نمونه از هزاران، ببینید عراق چگونه عرب نشین شد. اگر نزدیک را مینگرید، ببینید اگرکارکردهای انگلیسی ها نبود، کدام یک ازکشورهای عربی منطقه بوجود می آمدند؟ بنابراین اگرقرار برادعا باشد، ایرانیان زمینه های حقوقی وتاریخی فراوانی دارند که با طرح وپیگیری آنها، حتا موجودیت شیخ نشینها و برخی کشورهای عربی پیرامون خلیج پارس هم زیرِسؤال خواهدرفت! خود می دانید که ادعاهای شما درباره نام خلیج پارس و سه جزیرهء ایرانی و ادعای دیگری مانند این ها، هیچ پایهء تاریخی، حقوق و پیمان های بین المللی ندارد و منصفانه نیست. چرا آبروی خودرا می برید و از دوست دشمن می سازید؟
بخدا آن انگلیسی خیانت پیشه که نخستین بار نام عربی برخلیج پارس نهاد، دوستِ شما نبود. انگلیسی ها هرگاه ناگزیر به ترک منطقه ای شدند، ناجوانمردانه زمینه اختلاف برجای گذاشتندو برای مردم فاجعه های ادامه دار آفریدند.
درخلیج پارس نیزچنین کرده اند؛ و شما دراین دام افتاده اید !
عربهای حوزه خلیج پارس اگر در جستجوی دشمن هستند، این سوی آب را ننگرند؛ آن را در میان خود بجویند. تاریخ را بنگرید، آنان که پیشینه تجاوز به تازیان را دارند، ایرانیان نیستند بلکه ازخودِ عربان هستند. شگفتا که پس از نابودیِ صدام، برخی عربها برایش مجلس ختم اسلامی گرفتند! بیاد نیاوردند، این ایرانیان بودندکه آن بعثیِ پلیدرا به روزی انداختند که ناگزیرشد تظاهر به مسلمانی کند؛ حتا روی پرچمِ بعثی، با دست خود بنویسد الله اکبر! آن هم نه یکی، بلکه دوتا!
هرگز فراموش نکنید که اگر ایرانیان جلوی همین برادرِعربتان نایستاده بودند، بی هیچ شکی، امروز قطر و امارات و عربستانی نبودند که خلیج پارس را عربی بخوانند. اگر برادری و دوستی آنست که امثال صدام با شما داشتند و دشمنی این است که ایرانیان با شما دارند، هرخردمندی، سدها آن گونه دوست را فدای یک تار موی این گونه دشمن می کند!
خلیج پارس همیشه خلیج پارس بوده است و همیشه خلیج پارس خواهد ماند. این نامِ تاریخی همچنان که تا کنون ناقض حقوق شما نبود، پس ازاین هم نخواهد بود، حتاگواهِ تاریخیِ حقوقِ مشترک شما وایرانیان هم هست وخواهد بود.
نهم اردیبهشت 1388 خورشیدی؛ حسین فرهنگ مهر
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو يا شیطانصفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،
من میتوانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش :
من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و
تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساختهام، آمال من است ،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى .
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
اين جهان مملو از انسانهاست ،
پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حكمی صادر كني و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا.
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،
و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است...
ایرانیان اولین مردمانی بودند که شروع به پرستش خدای یکتا کردند و ایرانیان تنها مردمانی هستند که در طول تاریخ هرگز آیین یکتا پرستی خود را با لشکر کشی ترویج ندادند(اسناد تاریخی موجود است).
هرگاه کوروش بزرگ به جنگ میرفت او سنگ بزرگ تو خالی داشت که برروی آن سنگ بزرگ میرفت و دستانش را به آسمان بلند میکرد و برای پیروزیش با پروردگار به دعا و راز و نیاز مشغول میشد او تنها کسی بود که عدالت و حکومت را به درستی اجرا کرد و بنام ذوالقرنین در قرآن از او یاد شده است
او فرمان داد:«من عدالت را دوست دارم، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم.» کدام پادشاهی در 521 سال قبل از میلاد چنان حرفی را زده که داریوش بزرگ زده است. این فرهنگ ایرانی است.
قسمتی از کار های اعراب در هنگام حمله به ایران:
- یکی از فجایع تاریخ ایران پاره شده فرش بهرستان بود این فرش که در 900 متر مربع ( 60 ذرع در 60 ذرع ) از ابریشم و زمرد و جواهرات بافته شده بود نمونه ای از هنر و عظمت ایران بود و شاهان را در شکارگاه و بزمهای سالانه و باغهای وسیع نشان میداد . مسلمانان فرش بهارستان را روانه مدینه نمودند تا خلیفه از آن بهره برد . عمر با دیدن این هنر شگفت تاریخی بر آن شد تا آنرا به عنوان فتوحات اسلام نگه دارد و نشان از بزرگی اسلام و مبارزات مردمان عرب قرار دهد .
- مسلمانان مهاجم در شهر به کافورهای بسیاری برخوردند و به خیال آنکه آنها نمک هستند کافورها را در غدا ریخته ولی بعد از طعم تلخ کافور متوجه شدند که نمک نیست . آنان کافورهای بسیاری را به یک تاجر دادند و از او در قبال آنهمه کافور یک پیراهن گرفتند .طبری ذکر میکند : عده زیادی از مسلمانان وقتی جامهای طلا را در کاخ دیدند رنگ سفید نقره را به رنگ زرد طلا ترجیح دادن و فریاد میزدند - چه کسی حاضر است که جامهای زرد را با جامهای سفید عوض نماید ..
- بلاذری درباره فتح شهر ابله مینویسد : جنگجویان مسلمان در شهر با کلوچه های ایرانی برخوردند که به آنان گفته شده بود این کلوچه های باعث فربه شدن انسان میشود . سپس آنان تعدادی از این کلوچه ها را خوردند و به بازوان خود نگریستند و پرسیدند پس چرا هیچ تفاوتی حاصل نشد ؟؟؟؟
- طبری گنجینه ایران در تیسفون را بالغ بر 865 میلیون درهم تخمین زده است که در تاریخ بشریت یکی از بی سابقه ترین اموال حکومتی بوده است . وی میگوید - بعد از آنکه خمس این مبلغ برای خلیفه جدا شد - بقیه جواهرات و گنجینه پادشاهان گذشته ایران بین 60 هزار جنگجوی مسلمان تقسیم شد و به هر کدام از آنان 12 هزار درهم رسید .
- عمر پس از فتوحات گسترده مسلمانان دست به ساخت مکانی به نام بیت المال در مدینه زد تا غنائم جنگی بدست آمده را گرد هم آورد . سپس از مسلمانان مدینه آمارگیری کرد و نامشان را در دفتری به نام ( دیوان عطاء) ثبت کرد .
- وقتی که سعد ابن ابی وقاص سردار عرب بر پایتخت ساسانی ها تسلط یافت در آن جا با کتاب خانه های بزرگی برخورد کرد که در آن ها ده ها هزار جلد کتاب به زبان های مختلف فهرست بندی شده بودند. این نظم و ترتیب او را سخت متحیر و متعجب نمود و نمی دانست که با آن همه کتاب چه کند. عاقبت نامه ای به عمر نوشت که با این همه کتاب چه باید کرد.
عمر در جواب گفت: همه ی کتاب ها را اول در آب بینداز و نوشته هایش را بشویی و بعد کاغذهایش را در آتش تبدیل به خاکستر کن تا از آن ها آثاری باقی نماند. زیرا خداوند برای ما قرآن را فرستاده که برای هدایت و راهنمایی مسلمانان کافی است.!!!!!!!
- در مکه وقتی بزرگان ایرانی را به کار گل گمارده بودند. بعضی از آن ها در حین کار بنائی به آوازخوانی می پرداختند و چنان شوری در دل اعراب می افکندند که بزرگان عرب ساعت ها در آفتاب سوزان مکه در پای ساختمان ها جمع می شدند تا بتوانند به نوای دلخوش و آواز دلکش آن ها گوش دهند.
- وقتی تازیان به فرماندهی سعید بن عاصبه گرگان حمله کردند، مردم گرگان چنان شجاعانه جنگیدند که سعید بن عاص از وحشت نماز خوف خواند و سرانجام برای این که مردم را به تسلیم وادارد به آن ها گفت که سوگند می خورم که یک تن از مردم شهر را نخواهم کشت اما هنگامی که مردم تسلیم شدند و درهای دژ را گشودند وی همه ی مردم را به جز یک تن به قتل رسانید و در توجیه این وحشیگری خود گفت که من سوگند خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نخواهم کشت.
آری دوستان اینچنین شد که ایران...
بیابان را سراسر مه گرفته.....................................
شهرستان جَهرُم در استان فارس جاي گرفته است. اين شهرستان از شمال به شهرستان فسا، از باختر و جنوب به شهرستان فيروزآباد، از خاور به شهرستان داراب، از شمال باختر به شهرستان شيراز و از جنوب خاور به شهرستان لار محدود ميشود.
مر او را که بُد هوش و فرهنگ و رای مر او را چه خوانند ؟ ایران خدای
به ایران زن و مرد لرزان به خاک خروشان ز تو پیش یزدان پاک
دریغ است، ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
سبزی بهشت و نوبهار از توبرند آنی که به خلد یادگار از تو برند
در چین وختن، نقشونگار از تو برند ایران همه فال روزگار از تو برند
منبع: آریا بوم